طراحی و دکوراسیون, مقالات

طراحی فضای سبز از دیدگاه شهروند محوری

طراحی محیط زیست (منظر)یکی از شاخه های علم بوم شناسی است و همانگونه که این علم به دنبال یافتن چگونگی ارتباط موجودات زنده با محیط اطراف و همچنین سایر اشکال حیاتی است، طراحی محیط زیست نیز نوعی تلاش برای مرتبط ساختن ما و کارهایمان با جهان طبیعت و به عبارت دیگر کل زندگی به شمار می رود.
مسئولیت طراحان فضای سبز بی شباهت به متخصصان فن آوری (تکنولوژیست ها) و سیاستمداران نیست چرا که تصمیمات و پیشنهادات این گروه از متخصصین در زمینه چگونگی طراحی محیط زیست کم و بیش نقش بسیار مهمی را در تعیین آینده استفاده از سرزمین و ایجاد یک محیط زیست زیبا و سالم خواهد داشت.این امر با حفاظت،حمایت و به ویژه خلق اشکال جدید حیاتی نظیر فضای سبز به عرصه ظهور می رسد. حال با توجه به مطالب فوق بهتر می توان درک نمود که در فرآیند طراحی قسمتی از منظر توسط انسان و در راستای یک کاربری جدید و یا بازسازی آثار منفی ناشی از استفاده های نادرست گذشته مورد توجه و دستکاری قرار می گیرد.

در حقیقت طراحی فضای سبز فرآ یندی آگاهانه و کنترل شده است که در آن علاوه بر توجه به مسائل زیبایی شناختی از جدیدترین دانش موجود نیز برای دستیابی به بهترین نتیجه،بهره برداری می شود.برخلاف سایر رشته های هنری،ماده خام مورد استفاده طراحان منظر چیزی است که درست زیر پای ما قرار دارد یعنی زمین که خود ضامن بقای ما نیز هست.آنچه که موضوع اصلی مطالعات به شمار می رود درک کامل ویژگیها ،نیازها ، ترجیحات مردمی و شرایط زمین برای تعیین ظرفیت و پتانسیل بهره برداری از آن است.
طراحی بر اساس دیدگاه شهروند محوری باعث می شود که محیط شهری به جای آن که فقط برای کسانی ساخته شده باشد که مالکیت بیشتری دارند برای عموم کسانی طراحی می شود که از محیط استفاده می کنند و از کاربری های آن متأثر می شوند.این تفکر ، بیگانگی شهروند از شهر و گمنامی شهروندان را کاهش می دهد و حس هویت مردم و ریشه دار بودن در محیط های شهری را افزایش می دهد.شهروند امروزی اگر قادر به ایجاد و تقویت رابطه حسی و بصری با محیط زیست خویش نباشد حس تعامل و تعاون او رو به افول رفته دچار انفعال و بی تفاوتی های اجتماعی ، فقدان نظارت بر محیط و حفظ و حراست از آن میگردد.

یکی از مهمترین اجزاء پایداری شهری ایجاد دموکراسی عملی بیشتر در سطح محلی و منطقه ای است.مشارکت مردم در طراحی امر مهمی است ولیکن برای آن که شهر ها به صورت یک ماهیت پایدار بیوفیزیکی با اجزاء و روابط متعادل و متقابل دیده شوند و دارای یک کلیت و روح جامع باشند،مدیریت مردم محوری مسئولین شهری در سطوح مختلف به این خاطر که می تواند در هر سطحی تصمیماتی را بر اساس ذهنیت پایداری اتخاذ نماید حایز اهمیت خاصی می باشد. عدم رعایت ملاحظات و اصول طراحیقوت و اعتبار طراحی در هر منطقه شهری بیشتر در سنتهای فرهنگی و رابطه خاصی که ساکنین آن با یکدیگر و با زمین برقرار می کنند نهفته است.

این ویژگی یعنی طراحی بر اساس دیدگاه شهروند مداری به هر منطقه سرزندگی بخشیده به بهره برداری مطلوب و حفاظت مناسب مکان ها کمک کرده وآن را تبدیل به محلهای جاذب و جایی برای زندگی می کند.هنگامی که طراحی متنا سب با ترجیحات و نیاز های مردمی هر منطقه یا محله باشد،فرهنگ و درایت محلی،پایداری را بالا برده و بنابراین شهروندان در حفظ و اعتلای اینگونه مکان ها کوشش و حساسیت بیشتری به خرج می دهند.به عبارتی با تقویت مشارکت و بکارگیری توانایی های شهروندان، دانش فنی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی آنان ارتقاء یافته و شهروندان با داشتن این احساس که در محیط زندگی و زیست خویش نقش دارند رابطه عاطفی و حسی محکم تری با محیط برقرار کرده و لذا نظارت و در نتیجه حفاظت بیشتری را به محیط اعمال می نمایند.چنین مشارکتی اغلب متضمن اقدامات آگاهانه از طرف مدیران شهری در جهت استفاده از روش های متناسب نیازسنجی شهروندان و ادغام آن با اصول و ضوابط طراحی محیط زیست می باشد.

حاصل چنین روندی ایجاد محیطی منسجم تر در محیط کالبدی شهر بوده که سرانجام منجر به برقراری عدالت اجتماعی در آن محیط خواهد شد.جهت یک برنامه ریزی منسجم برای داشتن دیدگاه های مختلف گروه های سنی در یک منطقه یا محله به منظور طراحی شهروندمحوری می باید با تهیه پرسشنامه هایی جهت دار خواسته های شهروندان محدوده مورد مطالعه،بررسی و تجزیه و تحلیل گردد. یکی از بزرگترین مشکلات در ایجاد محیط های طراحی شده ای که بتواند بر درک و جستجوی استفاده کنندگان افزوده، تداعی ها و معانی غنی را به او القا کند تفاوت هایی است که بین نیازها، انگیزه ها و تحصیلات طراح با استفاده کنندگان وجود دارد و باعث می شود در درک و شناخت آن دو نیز تفاوت وجود داشته باشد. در صورتی که مردم محیط هایی را ترجیح می دهند که با آن قرابت داشته و احساس همبستگی و نزدیکی کنند.ایجاد حس مکان، هم ویژگی های ادراکی و هم ویژگی های تداعی کننده را در بر دارد.

با توجه به این که جنبه های تداعی کننده بیشتر مختص مردم و محل هستند می باید به این جنبه ها در طراحی فضای سبز نیز تأکید بسزایی داشت. نیاز سنجی و استفاده از ترجیحات مردمی در طراحی فضای سبز موجب می گردد فضاهایی پویا،فعال و قابل استفاده برای شهروندان ایجاد شده که با توجه به مشارکت فکری و حسی مردم در ایجاد اینگونه فضاها ضمن این که معضلات حفظ و نگهداری فضاهای یاد شده به حداقل ممکن رسیده و کاهش چشمگیری در هزینه های مربوط به عملیات نگهداری و حفاظتی فضاهای سبز ایجاد می شود، بستر مناسبی نیز برای تعاملات اجتماعی و حضور پر شور شهروندان در پارک ها بوجودآمده و بحث وندلیسم نیز به حداقل ممکن خواهد رسید لذا طراحی شهروند محوری ضمن ایجاد صرفه جویی در هزینه های احداث و نگهداری فضاهای سبز ، تحت نظارت مردمی قرار داشته و شهروندان به عنوان بازرسین فضاهای سبز ایجاد شده نیز عمل خواهند نمود.( نظارت مردمی)
بدیهی است که برای رسیدن به این مهم، طراح محیط باید نقطه نظرات مردمی را با خط مشی ها و استانداردهای برنامه ریزی و طراحی ادغام نموده تا بتواند ضمن رعایت اصول طراحی، به میزان مناسب ارتباط، نظم و حس بصری در زمینه ای معین دست پیدا کند.

منبع: http://mohitesabs.blogsky.com

Related Posts

One thought on “طراحی فضای سبز از دیدگاه شهروند محوری

دیدگاهتان را بنویسید